چند روز قبل وقتی از مرکز شهر به خانه برمیگشتم، سوار مترو شدم. معمولا در ساعات برگشت من مترو خیلی شلوغ نیست اما آن روز مجبور شدم کمی بالا و پایین بروم تا خلاصه یک جای خالی پیدا کنم و چون مسیر هم طولان
درست یادم نیست چطور اولین بار آمد مطب. شاید مادرش برایش وقت گرفته بود یا پدرش. اما اولین ویزیت را کاملا به یاد دارم. دخترکی کوتاه و کمی پر. با صورتی زیبا و چشمانی درشت که اثری از اعتیاد را نشان نمیدا